دكتر محمد مهدي گرجيان

165

قضاء وقدر ، جبر واختيار ( فارسي )

مى آيد ودر ابتداء به واسطه لزوم اين شر چنين تصور مى شود كه مقصود به قصد أول است وحال آنكه چنين نيست ، بلكه مقصود به قصد ثاني است تا اينكه أو وساير معلولاتش كه از عقل أول صادر مى شوند از عقل أول متمايز گردند ، ومراد از لفظ قدر همين معنايى است كه ذكر شد ، وخداوند مى فرمايد : ( أنزلنا من السماء ماء طهورا لنحيى به بلدة ميتا ونسقيه مما خلقنا انعاما واناسى كثيرا ) ( 1 ) ناظر به اين مسألة است . ولكن استقصاء كائنات وبه طور كامل جميع خيراتى كه در كائنات مادي وجود دارد بقاى آنها بدون ( آب ) ممكن نيست ، وحال آنكه اگر عابدى در آن واقع شود ، غرق مى گردد ، وهمچنين آتش كه مصالح ومنافع آن براي عالم وجود معين ومسلم است ودر عين حال هرچه به أو نزديك شود مىسوزاند ، وآنچه كه در اين عالم است ، اين چنين است . پس معلوم شد خير است كه مقصود به ذات ومنظور به قصد أول است ، ولكن دخول شر ، بالعرض وبه قصد ثاني مى باشد هر چند همگى به قدر حق است . وحمد مخصوص خداوند بخشنده عقل است والهام كننده صواب ودرود خداوندى بر سيد ابرار محمد وآل اطهارش وصحابي پاكش كه آقا وسرور نيكانند . * * *

--> ( 1 ) - سوره فرقان ، آية 48 .